دیکشنری فارسی

sculpturing

UKskʌlptʃəriŋ US'skʌlptərıŋ

معنی فارسی

کالبدگري مجسمه ساز هيکل تراشي سنگ تراشي برجسته کاري منبت سازي

واژه‌های دیگر با معنی «کالبدگري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن