دیکشنری فارسی

scumble

معنی فارسی

با رنگ تيره اندودن ، ملايم کردن ، ملايمت (در رنگ)

معنی کامل و مثال‌ها

/skum´bǝl/n., vt.

● (با افزودن یک لایه رنگ سفید کم‌رنگ) مات کردن، (به ویژه نقاشی را) نیمه پوشیده کردن

● (با مالیدن رنگ خطوط نقاشی را) مبهم کردن، نیمه آشکار کردن

● مات سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the application of very thin coat of color over the surface of a picture

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن