دیکشنری فارسی

scumble

معنی فارسی

با رنگ تيره اندودن ، ملايم کردن ، ملايمت (در رنگ)

معنی کامل و مثال‌ها

/skum´bǝl/n., vt.

(با افزودن یک لایه رنگ سفید کم‌رنگ) مات کردن، (به ویژه نقاشی را) نیمه پوشیده کردن

(با مالیدن رنگ خطوط نقاشی را) مبهم کردن، نیمه آشکار کردن

مات سازی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن