دیکشنری فارسی

scupper

UKskʌpər US'skʌpə

معنی فارسی

سوراخ درجدارکشتي براي بيرون ريختن اب از

عرشه

معنی کامل و مثال‌ها

/skup´ǝr/n., vt.

ناودان کشتی، سوراخ زهکشی عرشه

(در کف آشپزخانه یا بام و غیره) راه آب، سوراخ فاضلاب، زیرآب

(انگلیس) (کشتی خود را) عمدا غرق کردن

(عامیانه) تباه کردن یا شدن، مختل کردن، به هم زدن

our plans were scuppered

نقشه‌های ما نقش برآب شد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. wait in hiding to attack “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”
  2. put in a dangerous, disadvantageous, or difficult position “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن