دیکشنری فارسی

scurry

UKskʌriː US'skə:rı

معنی فارسی

با گامهاي کوتاه دويدن

معنی کامل و مثال‌ها

/sku_r´ē/n., vt., vi.

(با گام‌های کوتاه و تند) دویدن، دو زدن

kindergarten kids scurried down hallways

بچه‌های کودکستان در راهروها می‌دویدند.

دو زنی، دویدن تند

موجب دویدن شدن، به دویدن انداختن، پراکندن

a strong wind scurried the dry leaves

یک باد قوی برگ‌های خشک را پراکنده کرد.

دو کوتاه، (در فاصله‌ی کم) مسابقه‌ی دو

مترادف‌ها

I. verb neuter
Hurry, hasten, move rapidly, scutter.
II. noun
Haste, hurry, impetuosity.

واژه‌های دیگر با معنی «با گامهاي کوتاه دويدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن