scurry
UKskʌriː
US'skə:rı
معنی فارسی
با گامهاي کوتاه دويدن
معنی کامل و مثالها
/sku_r´ē/n., vt., vi.
● (با گامهای کوتاه و تند) دویدن، دو زدن
kindergarten kids scurried down hallways
بچههای کودکستان در راهروها میدویدند.
● دو زنی، دویدن تند
● موجب دویدن شدن، به دویدن انداختن، پراکندن
a strong wind scurried the dry leaves
یک باد قوی برگهای خشک را پراکنده کرد.
● دو کوتاه، (در فاصلهی کم) مسابقهی دو
مترادفها
I. verb neuter
Hurry, hasten, move rapidly, scutter.
II. noun
Haste, hurry, impetuosity.