scurviest UKskəːviist معنی فارسی فساد خون اسقربوط واژههای دیگر با معنی «فساد خون» scorbutus فساد خون، اسقريوط scurvier فساد خون، اسقربوط scurvy فساد خون، اسقربوط acidosis اسيدوز، فساد خون در اشخاص مبتلا به بيماري قند lymph خلط آبکي، خلط مائي، خون آبکي