دیکشنری فارسی

scutum

معنی فارسی

سپردرازياتخم مرغي در روم باستان ، زانو ، سپر ،

پوسته استخواني

معنی کامل و مثال‌ها

/skyōōt´ǝm/n., pl.

● (ارتش روم باستان) سپر بلند چوبی (ویژه‌ی پیاده نظام)

● (برخی حشرات و خزندگان) فلس سخت، سپرچه

● (نجوم) استارگان (مجمع‌الکواکب) سپر (در نیمکره‌ی جنوبی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن