دیکشنری فارسی

sea cow

معنی فارسی

گاو دريايي نهنگ اسب ابي.

معنی کامل و مثال‌ها

● (جانور شناسی) گاو دریایی، دریا گاو (انواع پستانداران دریایی گیاهخوار از راسته‌ی Sirenia)

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of two families of large herbivorous aquatic mammals with paddle-shaped tails and flipper-like forelimbs and no hind limbs

مترادف‌ها

noun
1. Walrus, morse, sea horse (Trichechus rosmarus).
2. Manatee, lamantine.
3. Dugong, halicore.

واژه‌های دیگر با معنی «گاو دريايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن