دیکشنری فارسی

sea cucumber

معنی فارسی

راب دريايي ، حلزون دريايي ،

از جنس راب دريايي

معنی کامل و مثال‌ها

رجوع شود به: holothurian

مترادف‌ها

noun
Trepang, sea slug, sea pudding, beche de mer.

واژه‌های دیگر با معنی «راب دريايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن