دیکشنری فارسی

sea dog

معنی فارسی

يکجور خوک دريايي ملوان کهنه کار

معنی کامل و مثال‌ها

● رجوع شود به: seal

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man who serves as a sailor

مترادف‌ها

noun
1. Dog fish.
2. Sea calf, seal.
3. Old sailor, salt (colloq.).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن