دیکشنری فارسی

sea level

UKsiəlevəl

معنی فارسی

تراز يا سطح دريا ، رويه دريا

معنی کامل و مثال‌ها

● ارتفاع سطح دریا (به ویژه هنگام برکشند و فروکشند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. level of the ocean's surface (especially that halfway between mean high and low tide); used as a standard in reckoning land elevation or sea depth

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن