دیکشنری فارسی

sea onion

معنی فارسی

پياز عنصل

معنی کامل و مثال‌ها

(گیاه شناسی) عنصل، پیاز دریایی (Urgineamaritima از خانواده‌ی lily)

پیاز خشک کرده‌ی این گیاه که کاربرد دارویی داشت

تعریف انگلیسی

noun
  1. having dense spikes of small white flowers and yielding a bulb with medicinal properties
  2. European scilla with small blue or purple flowers

واژه‌های دیگر با معنی «پياز عنصل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن