دیکشنری فارسی

sea purse

معنی فارسی

گرداب دريا.

معنی کامل و مثال‌ها

● (برخی کوسه ماهی‌ها و ستاره ماهی‌ها) تخمدان، کیسه‌ی تخم

تعریف انگلیسی

noun
  1. the seaward undercurrent created after waves have broken on the shore

واژه‌های دیگر با معنی «گرداب دريا.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن