دیکشنری فارسی

seaborne

UKsiːbɔːn US'si:'bɔ:n

معنی فارسی

دريا برد، حمل شده از راه دريا،

بوسيله کشتي حمل شده

شناور، برآب

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrn´/adj.

● دریابرد (در برابر: هوابرد airborne)

our airborne and seaborne forces

نیروهای دریابرد و هوابرد ما

● (کشتی) شناور، برآب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. conveyed by sea

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن