دیکشنری فارسی

seafarer

UKsiːfɛərər

معنی فارسی

دريا نورد بحر پيما.

معنی کامل و مثال‌ها

/-fer´ǝr/n.

● دریانورد، ناوی، ملوان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man who serves as a sailor

مترادف‌ها

noun
Mariner, seaman, sailor, tar, sea faring man.

واژه‌های دیگر با معنی «دريا نورد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن