دیکشنری فارسی

seafood

UKsiːfuːd US'si:'fu:d

معنی فارسی

غذاهاي مرکب از جانوران دريايي (مثل خرچنگ

وغيره).

معنی کامل و مثال‌ها

/-fōōd´/n.

● خوراک دریایی (ماهی و میگو و صدف و غیره)

تعریف انگلیسی

noun
  1. edible fish (broadly including freshwater fish) or shellfish or roe etc

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن