دیکشنری فارسی

seagirt

معنی فارسی

محصور بوسيله دريا محاط دريا.

معنی کامل و مثال‌ها

/-gu_rt´/adj.

● احاطه شده توسط دریا، دریابند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. surrounded or enclosed by the sea

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن