دیکشنری فارسی

seagoing

UKsiːgouiŋ US'si:'gəuıŋ

معنی فارسی

قابل رفتن به دريا ، ناو حاضر به کار

معنی کامل و مثال‌ها

/-gō´iŋ/adj.

● دریا پیما، دریارو

a seagoing boat

کشتی دریاپیما

● رجوع شود به: seafaring

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used on the high seas “seafaring vessels”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن