دیکشنری فارسی

seal (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sēl/n., pl.

● (جانور شناسی) سیل (تیره‌های Otariidae و Phocidae - بومی دریاهای سردسیر یا معتدل)، خوک آبی، فک

● خز سیل

● چرم سیل

● سیل شکار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن