دیکشنری فارسی

seaport

UKsiːpɔːt US'si:'pɔ:t

معنی فارسی

بندر شهر لب دريا

معنی کامل و مثال‌ها

/-pôrt´/n.

بندر

بندرگاه کشتی‌های اقیانوس پیما

واژه‌های دیگر با معنی «بندر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن