دیکشنری فارسی

seashell

UKsiːʃel US'si:'ʃel

معنی فارسی

صدف حلزوني يا خرچنگ.

معنی کامل و مثال‌ها

/-shel´/n.

● صدف دریا، صدف انواع نرم تنان دریایی، گوش ماهی، صدف

تعریف انگلیسی

noun
  1. the shell of a marine organism

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن