seating
UKsiːtiŋ
US'si:tıŋ
معنی فارسی
(مصالح ساختن) ته صندلي ومانندان 8 (تهيه) جا
معنی کامل و مثالها
/sēt´iŋ/n.
● ترتیب صندلیها (در سالن و غیره)، ترتیب نشستن، نشینه بندی
● پارچهی مبلی، پارچهی روصندلی
● (مکانیک ـ معماری) پایه، زیر سازی، محل استقرار، نشستگاه
● نشاندن، جایگزین سازی
تعریف انگلیسی
noun
- an area that includes places where several people can sit “there is seating for 40 students in this classroom”
- the service of ushering people to their seats