دیکشنری فارسی

seating

UKsiːtiŋ US'si:tıŋ

معنی فارسی

(مصالح ساختن) ته صندلي ومانندان 8 (تهيه) جا

معنی کامل و مثال‌ها

/sēt´iŋ/n.

ترتیب صندلی‌ها (در سالن و غیره)، ترتیب نشستن، نشینه بندی

پارچه‌ی مبلی، پارچه‌ی روصندلی

(مکانیک ـ معماری) پایه، زیر سازی، محل استقرار، نشستگاه

نشاندن، جایگزین سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an area that includes places where several people can sit “there is seating for 40 students in this classroom”
  2. the service of ushering people to their seats

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن