seaworthy
UKsiːwəːðiː
معنی فارسی
قابل سواري در دريا ، بادوام براي ميافرت دريا
معنی کامل و مثالها
/-wu_r´thē/adj.
● (کشتی) قادر به دریا پیمایی، آمادهی دریا پیمایی
تعریف انگلیسی
adjective
- fit for a sea voyage “Attrubites: seaworthiness, fitness”