دیکشنری فارسی

seaworthy

UKsiːwəːðiː

معنی فارسی

قابل سواري در دريا ، بادوام براي ميافرت دريا

معنی کامل و مثال‌ها

/-wu_r´thē/adj.

(کشتی) قادر به دریا پیمایی، آماده‌ی دریا پیمایی

واژه‌های دیگر با معنی «قابل سواري در دريا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن