دیکشنری فارسی

seclusive

UKsikluːsiv

معنی فارسی

انزواگزين منزوي.

معنی کامل و مثال‌ها

/-siv/adj.

● منزوی کننده، انزوا آفرین

● خلوت گرای، انزوا دوست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن