second fiddle
معنی فارسی
کسيکه داراي وظايف فرعي ويا ثانوي است ،
شخص فرعي.
معنی کامل و مثالها
● (ارکستر) ویولن نواز دوم
● کم اهمیت، ثانوی
* play second fiddle
(به ویژه از نظر عشق یا دوستی) در درجهی دوم قرار داشتن
تعریف انگلیسی
noun
- someone who serves in a subordinate capacity or plays a secondary role
- a secondary role or function “he hated to play second fiddle to anyone”