دیکشنری فارسی

second fiddle

معنی فارسی

کسيکه داراي وظايف فرعي ويا ثانوي است ،

شخص فرعي.

معنی کامل و مثال‌ها

● (ارکستر) ویولن نواز دوم

● کم اهمیت، ثانوی

* play second fiddle

(به ویژه از نظر عشق یا دوستی) در درجه‌ی دوم قرار داشتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who serves in a subordinate capacity or plays a secondary role
  2. a secondary role or function “he hated to play second fiddle to anyone”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن