دیکشنری فارسی

second hand

UKskoundhænd

معنی فارسی

نيمدار ، کارکرده ، مستعمل ،

از دست دوم خريده شده ، تواتري ، نيمدار فروش

معنی کامل و مثال‌ها

(عقربه) ثانیه شمار (در برابر: دقیقه شمار minute hand)

(با: at) به طور غیر مستقیم، از دست دوم

تعریف انگلیسی

adverb
  1. an intermediate person; used in the phrase `at second hand' “he could learn at second hand from books”
  2. hand marking seconds on a timepiece “I prefer to buy second hand” “Derived from adjective: secondhand”

واژه‌های دیگر با معنی «نيمدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن