دیکشنری فارسی

second-guess

معنی کامل و مثال‌ها

/sek´ǝnd ges´/vt., vi.

● (عامیانه - تصمیم یا طرح یا عمل کسی را) پس از انجام مورد حدس و قیاس قرار دادن، بیرون گود ایستادن، از دور دست بر آتش داشتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. attempt to anticipate or predict “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  2. evaluate or criticize with hindsight “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن