secrecy
معنی فارسی
پوشيدگي پنهاني اختفا خفا نهان راز داري سر نگهداري
معنی کامل و مثالها
/sē´krǝ sē/n., pl.
● اختفا، نهانبود، نهفتگی، پنهانی بودن، نهانداشت، نهانکاری
complete secrecy surrounded the meeting
جلسه در اختفای کامل برگزار شد.
secrecy is one of the characteristics of espionage
نهانکاری یکی از ویژگیهای جاسوسی است.
● رازداری، رازپوشی
I assured Homa of my secrecy
در مورد رازداری خود به هما اطمینان دادم.
تعریف انگلیسی
- the trait of keeping things secret
- the condition of being concealed or hidden
مترادفها
noun
1. Concealment, privacy, stealth.
2. Seclusion, retirement, privacy, solitude, separation.