دیکشنری فارسی

secrecy

UKsekrəsiː US'si:krəsı

معنی فارسی

پوشيدگي پنهاني اختفا خفا نهان راز داري سر نگهداري

معنی کامل و مثال‌ها

/sē´krǝ sē/n., pl.

اختفا، نهان‌بود، نهفتگی، پنهانی بودن، نهان‌داشت، نهانکاری

complete secrecy surrounded the meeting

جلسه در اختفای کامل برگزار شد.

secrecy is one of the characteristics of espionage

نهانکاری یکی از ویژگی‌های جاسوسی است.

رازداری، رازپوشی

I assured Homa of my secrecy

در مورد رازداری خود به هما اطمینان دادم.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the trait of keeping things secret
  2. the condition of being concealed or hidden

مترادف‌ها

noun
1. Concealment, privacy, stealth.
2. Seclusion, retirement, privacy, solitude, separation.

واژه‌های دیگر با معنی «پوشيدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن