sectional area معنی فارسی سطح مقطع واژههای دیگر با معنی «سطح مقطع» cross section area سطح مقطع cross-reaction سطح مقطع cross-sectional area سطح مقطع عرضي winding crodd section سطح مقطع سيم پيچي effective collision cross-section سطح مقطع برخورد موثر rhombus wing بالي با سطح مقطع متقارن contraction ratio نسبت مساحت سطح مقطع بيشنه تونل باد، مادون صوت به مساحت سطح مقطعي که کار، انجام ميدهد parallel aerofoil ايرفويلي که سطح مقطع آن در تمام طول، آن ثابت باشد economic section انتخاب سطح مقطع مناسب از نظر اقتصادي diffuser area ratio نسبت سطح مقطع خروجي به سطح مقطع ورودي، يک ديفيوژر