دیکشنری فارسی

sectorial

معنی فارسی

بخشي، مربوط به قطاع دايره ، برش،

دندان اسياب.

برشي، ويژه ي لايه لايه سازي يا بريدن

وابسته به کژ زادان

معنی کامل و مثال‌ها

/sek tôr´ē ǝl/adj., n.

● وابسته به قطاع، قطاعی

● (جانور شناسی) برشی، ویژه‌ی لایه لایه سازی یا بریدن (مانند برخی دندان‌ها)

● (زیست شناسی) وابسته به کژ زادان (chimera)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or resembling a sector “a sectorial box” “Pertains to noun: sector”

واژه‌های دیگر با معنی «بخشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن