دیکشنری فارسی

sedition

UKsidiʃən USsı'dıʃən

معنی فارسی

اشوب فتنه فساد شورش اغتشاش

معنی کامل و مثال‌ها

/si dish´ǝn/n.

فتنه انگیزی، آشوب انگیزی

(قدیمی) آشوب، فتنه، بلوا

مترادف‌ها

noun
Insurrection, riot, rising, rebellion, revolt, tumult, mutiny, uproar.

واژه‌های دیگر با معنی «اشوب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن