دیکشنری فارسی

seedling

UKsiːdliŋ US'si:dlıŋ

معنی فارسی

گياهي که از تخم روييده باشد ، درخت جوان ، نهال

معنی کامل و مثال‌ها

/-liŋ/n.

● گیاه بذری (در برابر گیاهی که قلمه زده‌اند)، گیاه بذر زاد، دانه رست

● گیاه جوان، درخت جوان، نهال

تعریف انگلیسی

noun
  1. young plant or tree grown from a seed

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن