دیکشنری فارسی

seeking

UKsiːkiŋ US'si:kıŋ

معنی فارسی

جستجو کردن جويا شدن جوييدن جستن طلب کردن خواستارشدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of searching for something “a quest for diamonds”
  2. an attempt to acquire or gain something

واژه‌های دیگر با معنی «جستجو کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن