دیکشنری فارسی

seepage

UKsiːpidʒ US'si:pıdʒ

معنی فارسی

تراوش (طبيعي)

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● نشت، زهش، تراوش، رسوخ

● آبگونه‌ای که نشت می‌کند، زهاب، خورابه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of seeping

واژه‌های دیگر با معنی «تراوش (طبيعي)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن