دیکشنری فارسی

seigniorage

US'si:g'ni:ərıdʒ

معنی فارسی

حق الضرب ، حق ويژه ارباب ياصاحب تيول

معنی کامل و مثال‌ها

/sān´yǝr ij´/n.

● (سابقا) حق پادشاه، حق ارباب، حق لرد، هرچیز مورد ادعای اینان

● درآمد دولت از ضرب سکه (تفاوت هزینه‌ی تولید و بهای سکه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. charged by a government for coining bullion

مترادف‌ها

noun
Royalty, share of profit.

واژه‌های دیگر با معنی «حق الضرب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن