دیکشنری فارسی

seismic

UKsaizmik US'saızmık

معنی فارسی

وابسته بزمين لرزه زلزله اي

معنی کامل و مثال‌ها

/sīz´mik/adj.

● وابسته به زمین لرزه، زلزله‌ای، لرزه‌ای، بومهنی

● لرزه خیز، زلزله خیز، بومهن خیز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. subject to or caused by an earthquake or earth vibration

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته بزمين لرزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن