دیکشنری فارسی

seismic

UKsaizmik US'saızmık

معنی فارسی

وابسته بزمين لرزه زلزله اي

معنی کامل و مثال‌ها

/sīz´mik/adj.

وابسته به زمین لرزه، زلزله‌ای، لرزه‌ای، بومهنی

لرزه خیز، زلزله خیز، بومهن خیز

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته بزمين لرزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن