self inclusive معنی فارسی جامع شامل. واژههای دیگر با معنی «جامع» sweeping جامع، بي استثنا، فراگيرنده comprehensive جامع، فراگيرنده، وسيع echaustive جامع، کامل، شامل همه ء جزئيات catholic جامع، عمومي، بلند نظر catholically جامع، عمومي، بلند نظر exhaustive جامع، کامل، شامل همه جزئيات encyclopedic جامع، دايره المعارفي. executtive جامع. comprehensive job کار جامع، کاري که کليه اجزا آن در رشته واحدي، مجتمع شود incomprehensive غير جامع، کوتاه، مختصر