دیکشنری فارسی

self-

معنی کامل و مثال‌ها

/self/

● پیشوند:

● خود، خویش، خویشتن [self-restraint]

● خودبه‌خود [self-loading یا self-acting]

● درخود، به تنهایی [self-evident]

● به خود [self-addressed]

● از یک نوع، یکجور [self-belted]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن