دیکشنری فارسی

self-acting

UKselfæktiŋ

معنی کامل و مثال‌ها

/-ak´tiŋ/adj.

● خودکار، اتوماتیک (automatic هم می گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. designed to activate or move or regulate itself “a self-activating sprinkler system”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن