دیکشنری فارسی

self-command

معنی فارسی

تسلط بر خود

معنی کامل و مثال‌ها

/-kǝ mand´/n.

● رجوع شود به: self-control

تعریف انگلیسی

noun
  1. the trait of resolutely controlling your own behavior

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن