پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
self-composed
معنی کامل و مثالها
/-kǝm pōzd´/adj.
●
متین، موقر، آرام، خونسرد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن