دیکشنری فارسی

self-constituted

معنی کامل و مثال‌ها

/-kän´stǝ tōōt´id/adj.

● خود نامیده، به اندیشه‌ی خود

تعریف انگلیسی

adjective
  1. constituted by or established by itself

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن