دیکشنری فارسی

self-contradiction

معنی فارسی

تناقض گوئي

معنی کامل و مثال‌ها

/-kän´trǝ dik´shǝn/n.

● تناقض با خود، نفی خود

● تناقض، پادش، خودستیزی

تعریف انگلیسی

noun
  1. contradicting yourself

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن