دیکشنری فارسی

self-defeating

معنی کامل و مثال‌ها

/-di fēt´iŋ/adj.

● خودشکن، خود کوب، خود برانداز

● خودشکنانه، خود براندازانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. acting to defeat its own purpose “it is self-defeating...to ignore the progress of events”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن