دیکشنری فارسی

self-employed

معنی کامل و مثال‌ها

/-em ploid´/adj.

● دارای شغل آزاد، مستقل (از نظر شغل)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. working for yourself

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن