دیکشنری فارسی

self-executing

معنی کامل و مثال‌ها

/-ek´sǝ kyōōt´iŋ/adj.

● (حقوق) خودبه‌خود اعتبار قانونی یابنده (مثلا در صورت فوت وصی)، خودانجام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن