دیکشنری فارسی

self-feeding

معنی کامل و مثال‌ها

/-fēd´iŋ/adj.

● (به ویژه ماشین آلات: تنظیم کننده و برآورنده‌ی نیازهای خود به طور خودکار) خودتیمار

● (دامداری: دستگاه خودکار خوراک رسانی طبق اشتهای دام) خوراک‌رسان خودکار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن