دیکشنری فارسی

self-fulfilling

معنی کامل و مثال‌ها

/-fool fil´iŋ/adj.

● موجب کامیابی، کامبخش، خودکامبخش

● پیشگویی (که چون نتیجه را تحت تاثیر قرار می‌دهد درست درمی‌آید)، ناگزیرساز

a self-fulfilling prophecy

پیشگویی ناگزیرساز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن