دیکشنری فارسی

self-government

معنی فارسی

حکومت بدست مردم

معنی کامل و مثال‌ها

/-guv´ǝrn mǝnt/n.

● خودمختاری، خودزاوری، استقلال، خودفرمانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. government of a political unit by its own people

واژه‌های دیگر با معنی «حکومت بدست مردم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن