self-immolation
معنی کامل و مثالها
/-im´ǝ lā´shǝn/n.
● (بویژه جلوی همگان) خودکشی، خودقربانی، خودسوزی
● جانبازی، پیش مرگی، جان فدایی
/-im´ǝ lā´shǝn/n.
● (بویژه جلوی همگان) خودکشی، خودقربانی، خودسوزی
● جانبازی، پیش مرگی، جان فدایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن