دیکشنری فارسی

self-incrimination

معنی کامل و مثال‌ها

/-in krim´ǝ nā´shǝn/n.

● متهم سازی خود، گناهکارشناسی خویشتن، اقرار، اقرارآمیزی، خودخستویی

self-incriminating remarks

اظهارات اقرارآمیز

تعریف انگلیسی

noun
  1. an accusation that incriminates yourself

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن